تبليغاتX
علی کریمـــــــی
علی کریمـــــــی
فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، خبری ... آغشته به کمی طنز ( بیگانه با فوتبال ! )
اینو اشته باشید !

2 نوشته شده در  91/01/07ساعت 8:19     | 

كيخسرو سهرابجي موسقيدان ايراني تبار انگلستان
 

كيخسرو

پانزدهم اكتبر سال 1988 (17 سال پيش در چنين روزي) كيخسرو شاپور سهرابجي روزنامه نگار و موسيقيدان برجسته ايراني تبار انگلستان در 96 سالگي درگذشت. وي 14 دسامبر 1892 در انگلستان به دنيا آمده بود و والدينش نامش لئون دادلي گذارده بودند كه وي پس از رسيدن به سن قانوني، به ياد نياكانش و احترام به وطن گذشتگانش آن را به «كيخسرو شاپور سهرابجي» تغيير داد. وي كه در رشته موسيقي و روزنامه نگاري، هردو، تحصيل كرده بود و مهارت فراوان در نوشتن آهنگ و نواختن پيانو به دست آورده بود دهها سال به موازات كار موسيقي، براي نشريات گزارش و نقد موسيقي مي نوشت. طبق كتاب ركوردها (گينس)، وي طولاني ترين آهنگ پيانو را در طول تاريخ موسيقي نوشته است. كيخسرو (عكس بالا) به دليل نوشتن پانصد صفحه آهنگ سمفوني عنوان آهنگساز برجسته قرن بيستم را به خود اختصاص داده بود. وي براي ايتاليايي ها و اسپانيايي هم آهنگ نوشت.

2 نوشته شده در  90/07/23ساعت 19:0     | 

 

مطمئنا زندگی نباید با شما سازگار باشه بلکه این شما هستین که باید خودتون رو با زندگی وفق بدین؛ فقط به یک دلیل ساده، چون هر انتخاب تون در هر لحظه عامل تغییر و دگرگونی تون هست. اگر فکر می­کنید در حال دویدن در زندگیتون هستید، می­تونه نشون دهنده این باشه که شانس با شماست و از چیزی که نیستید و عذاب می­کشید، در حال فرارید. پس وقتش رسیده که زندگی تون رو اصلاح و بازسازی کنین.

از همین الان شروع کنید ٬ عذاب کشیدن را بگذارید کنار :

۱ . آنها که تحقیرتان می کنند. ارتباطات در زندگی راهیه برای کمک و همدردی نه این که باعث رنجش و آزردگی باشه. پس وقت تون رو با افراد باهوش و خوش فکر سپری کنین.
۲ . محیط کاری یا شغلی که برای شما نفرت انگیز است. سر اولین یا دومین زمینه ی شغلی ثابت نشین. به جست و جو ادامه بدین حتما شغلی هست که ثانیه به ثانیه ش براتون لذت بخش باشه. اگه دیدین در کاری هر لحظه با عشق و علاقه سخت کار و کوشش می کنین، دیگه جای مکث نیست. اون وقته که در راه به دست آوردن گنج عظیمی هستین زیرا وقتی با لذت مشغول سعی و تلاش هستین سخت کار کردن دیگه مفهوم سختی نداره.
۳ . منفی نگری درونی. در مورد گفت و گوهای درونی تون هوشیار باشین. همه ی ما با خودمون صحبت می کنیم اما از این حرف زدن ها و تاثیرش بر روی خودمون آگاه نیستیم. به حرف هایی که در سرتون می گین گوش کنین. وقتی امواج منفی فکری در جریان هستن، قطع شون کنین و امواج مثبت رو جایگزین شون کنین.
۴ . بی منظور و بیخود حرف زدن. وقت حرف زدن همیشه منظورتون رو بیان کنین. اون وقت، هدف شما همونی هست که شما می گین. سوال بپرسین. مسائلی که براتون از نظر درک کردن دشوار هست با توضیح خواستن قابل درک می­شوند.
۵ .ناهنجاری در فضای کار و زندگی. مواردی که باعث نابسمانی می شن رو از میان بردارین. اون دسته از لوازمی که احتیاجی بهشون ندارین، از تیر راس نگاه تون محو کنین.پیشنهاد می­کنم کتاب دیوید آلن را با عنوان “
هر چه را سر جای خود قرار دهید” که در مورد راهنمایی های عملی در محیط های سازمانی است، مطالعه کنید.
۶ . عادت به تاخیر داشتن. همیشه ۳۰ دقیقه زودتر بیدار شین چون دیگه نیازی نیست مثه دیوونه ها در انجام کاراتون عجله داشته باشین. همین ۳۰ دقیقه باعث جریمه نشدن، تاخیر نداشتن و رفع خیلی دردسرهای غیر ضروری می شه.
۷ . همرنگ جماعت شدن. اغلب اوقات دیگران فقط ازتون می خوان مثل اونها رفتار کنین و در نتیجه شما فکر میکنین، به محض این که مثل اونها بشین دیگه به دید نمی آین و محلی بهتون نمی ذارن.ولی مثه بقیه رفتار نکنین. همیشه خودتون باشین چون تنها کسی هستید که می تونین خودتون باشین. “همه نقش ها گرفته شدن، نقش خودتون رو بازی کنین”

۸ . سالم بودن. زندگی یعنی سالم و تندرست بودن. همیشه حواستون به سلامتی تون باشه. از خوراکی های سالم استفاده کنین، ورزش کنین و هر سال یک معاینه کلی از بدن تون بگیرین. “بدن چهار ساعتی” کتابی است مملو از نکات پر محتوا و سرگرم کننده در این مورد که خووندش خالی از لطف نیست.

۹ . ترس از تغییر کردن. زندگی یعنی تغییر و تحول. هر روزی با شروع و پایان جدیدش با روزهای دیگه فرق داره. پس این تغییرات رو در آغوش بگیرین و از اونها بهترین ها رو بسازین.
۱۰ . بدون تفریح و سرگرمی کار کردن. همیشه از خودتون لذت ببرین و زمان کوتاهی رو صرف تفریح و سرگرمی کنین. وقتی که لبخند می زنین درست زمانیه که کاری رو درست انجام می دین.


۱۱ . شخصیت ها و زیبایی های تبلیغاتی که باعث احساس ناخوش بودن در شما می شود. زیبایی ظاهری چشم ها رو به خودش جذب می کنه. ولی اخلاق و شخصیت، قلب ها رو مجذوب خودش می کنه. از اینکه خودتون هستین احساس غرور کنین شما همین جوری خیلی زیباتر هستین.
۱۲ . کمبود خواب داشتن. یک ذهن خسته و فرسوده به ندرت قابل بازدهی هست.
۱۳ . بارها کار خاصی را انجام دادن. شما حاصل تجارب تون در زندگی هستین. تجربه ی بیشتر مساوی ست با زندگی دلچسب تر داشتن.
۱۴ . حرص و طمع داشتن. نزارین حرص و طمع راه بهتر شدن رو از شما دور کنه. حرص مثه یه شعله ست که وقتی شما در اوج خوش بختی باشین ممکنه همه چیز رو به آتش بکشه.
۱۵ . قرض و بدهی داشتن. همیشه زیر خط رویاهاتون زندگی کنین. وسایلی که نیازی بهشون ندارین نخرین. همیشه به فکر سود بیشتر باشین. حساب و برنامه ای مدوّن برای ذخیره ی پول هاتون بسازین و به اون پایبند باشین.کتاب “
به شما می آموزم که چگونه ثروتمند شوید” از Ramit Sethi رو مطالعه کنین.
۱۶ . رک و رو راست نبودن. با صداقت و راستی زندگی کردن باعث آرامش خاطر می شه و آرامش خاطر داشتن قابل قیمت گذاری نیست. همیشه رک و رو راست باشین و با کسی که صادق نیست، مدارا نکنین.
۱۷ . بی قید و بند بودن.ارتباط صمیمانه داشتن مثه عهدی نانوشته تو آسمون هاست٬رابطه ای متقابل از اعتماد دو طرف. اگه دو طرف کاملا با هم احساس راحتی و خودمونی نداشته باشن اون وقت این دسته از ارتباط و وابستگی هیچ گونه ارزش جنگیدن و بقا نداره و نخواهد داشت.
۱۸ . نا امنی در محیط خانه. اگه تو خونه تون احساس امنیت نکنین هیچ جای دیگه ای این احساس به شما دست نمی ده. خونه تون رو جایی بسازین که وقتی اسم “خونه” رو میارین از این حرف خودتون احساس غرور و سربلندی کنین.
۱۹ . آمادگی نداشتن. زندگی رو نمی شه پیش بینی کرد. همیشه فاصله ی زیادی بین ترسیدن و آمادگی مقابله با ترس وجود داره. همیشه آماده باشین.
۲۰ . تنبلی. این شما هستین که دست به کار می شین و فرصت ها رو یکی یکی به دست می آرین یا اینکه یکی دیگه از راه می رسه و همه ی این فرصت ها رو جلو چشم خودتون از شما می گیره. شما نمی تونین هیچ تغییر یا پیشرفت خاصی رو به وجود بیارین تا زمانی که به صندلی راحتی تون تکیه دادین و فکر میکنین.

به یاد داشته باشین شما فقط یک بار فرصت زندگی دارین، اما اگه همین یک بار رو درست زندگی کنین براتون کافی هست.این زندگیه شماست و تنها کسی که مسؤولش هست شما هستین.

2 نوشته شده در  90/03/30ساعت 10:26     | 

دیکتاتور دیوانه
 

2 نوشته شده در  90/03/08ساعت 16:37     | 

نخستين جنگ خياباني تاريخ بشر در «شهر ري»
 

«كاليس تنيس» تاريخنگار رسمي اسكندر كه در حمله به آسيا با او بود شرح جنگ شهر ري را كه به صورت خانه به خانه صورت گرفت برنگاشته است كه با تطبيق تقويمها 16(يا 17) ماه مه سال 330 پيش از ميلاد آغاز شده بود و مورخان نظامي از آن به عنوان نخستين جنگ خياباني بشر، به مفهوم امروز، نام برده اند.
    طبق گزارش «كاليس تنيس»، در آن روز در داخل شهر ري ميان نيروهاي اسكندر و واحدهاي نظامي در حال عقب نشيني ايران نبردي خونين و كوچه به كوچه آغاز شد كه سه روز طول كشيد.
     نيروهاي اسكندر پس از پيروزي در جنگ گائوگاملا (محلي نزديك به اربيل واقع در شمال عراق امروز) به تعقيب سربازان ايران ادامه داده و پس از چند برخورد كوتاه از جمله نبرد همدان، به ري رسيده بودند. نيروهاي محلي در ارگ شهر دست به مقاومت زدند و سربازاني كه در جريان عقب نشيني بودند در كوچه ها و خانه هاي شهر با اسكندريان به زد و خورد پرداختند. با اين كه در اين جنگ خياباني برنده و بازنده مشخص نبود، نيروهاي ايران در سومين شب، ناگهان دست به عقب نشيني و خروج از شهر زدند و عازم شهر صد دروازه (دامغان) شدند. پس از اين عقب نشيني كه تعجب آور بود، ارگ شهر هم سقوط كرد. داريوش سوم شاه وقت كه با اين سربازان از اربيل (اربلا) عقب نشيني كرده بود، ميان راه، به صلاحديد افسران ارتش و تاييد يك شاهزاده هخامنشي كشته شد تا احيانا به دست اسكندر نيافتد و شكنجه و تحقير نشود.
     مورخان، شكست ايران از اسكندر مقدوني را به حساب شخصيت ضعيف، دو دلي و قاطع نبودن داريوش سوم نوشته اند. بررسي تاريخ طولاني وطن نشان مي دهد كه هرگونه شكست نظامي و تغيير حكومت در زمان زمامداران ضعيفي چون داريوش سوم، يزدگرد سوم ، شاه سلطان حسين و ... صورت گرفته است.

2 نوشته شده در  90/02/24ساعت 18:46     | 

ناف ناف تهروووووون
 

در تهران هر چیزی که رنگ تاریخ دارد، یک جور خاطره و نوستالژی است و مردم بیشتر با خاطرۀ چیزهای قدیمی دلخوشند تا خود آنها. مثلأ همۀ ما لااقل یک دوجین فیلم تاریخی دیده‌ایم که داستانشان در اواخر دورۀ قاجار یا اوایل پهلوی سیر می‌کند و محل وقوع‌شان  تهران قدیم است و گویی این تهران قدیم خیابانی جز لاله‌زار نداشته که همۀ قهرمانان و ضد قهرمانان از آنجا عبور می‌کنند ، کسب و کار همۀ آدم‌ها آنجاست و هر اتفاقی نیز همان‌جا رخ می‌دهد!

و نماد این لاله‌زار گراند هتل معروف است، اما نه گراند هتل واقعی، بلکه گراند هتل بدلی که مرحوم علی حاتمی برای "هزاردستان" ساخت و حالا در شهرک سینمایی غزالی بدل به یک رستوران شده تا مردم پس از خرید بلیت و دیدن ماکت لاله‌زار در آن بنشینند و لذت غذا خوردن در یک فضای بدلی شبه تاریخی را تجربه کنند.

اما خود لاله‌زار چه؟ خود لاله‌زار یکی از شلوغ‌ترین، کثیف‌ترین، پرسر و صداترین و نابسامان‌ترین خیابان‌های تهران است که تا کسی مجبور نشود، حتا فکر عبور از آن را به ذهنش خطور نمی‌دهد و گراند هتل واقعی هم بدل به پاساژ شده‌است. حیاطش را بارانداز کالا کرده‌اند و هر کدام از اتاق‌هایش تبدیل به یک مغازۀ دوپلکس شده‌است، البته بعد از ثبت در فهرست آثار ملی ایران!

ناف تهرون هم یکی از همین نوستالژی‌هاست. در بخش نخست این گزارش گفتیم که ناف تهرون همان روستای کوچک تهران در سدۀ نهم میلادی (سوم هجری) است که پژوهشگران با بررسی شواهد موجود هستۀ  آن را مسیر اصلی بازار تهران تشخیص داده‌اند. یعنی به تقریب جایی در فاصلۀ خیابان‌های پانزده خرداد (بوذرجمهری) در شمال و مولوی در جنوب و همین طور بخشی از محله‌های قدیمی چالمیدان و عودلاجان در شرق و محلۀ سنگلج در غرب.

این محدوده که خاستگاه ابرشهر تهران است و ما آن را "ناف تهرون" می‌دانیم به این صفات شناخته می‌شود: فرسودگی کالبدی، فقدان دسترسی ه و تسهیلات ایمنی مناسب خصوصأ در مواقع اضطرار و خطر، کمبود سرانه‌های خدماتی و رفاهی، آلودگی شدید هوا، آلودگی صوتی، ترافیک شدید، درهم‌ریختگی بصری، ناامنی و معضلات اجتماعی ناشی از حضور مهاجران غیربومی و امثال اینها.

با این وصف، در شهری که همه دوست دارند از باب تفاخر خود را بچۀ ناف تهرون معرفی کنند، کدام تهرانی است که دوست داشته باشد در ناف تهرون زندگی کند؟ خلاصه این که به مصداق "آن چه خوبان همه دارند تو یک‌جا داری" تمام مشکلات پایتخت ایران، یک جا در ناف تهرون جمع شده‌است.

این همه مشکل ناشی از گسترش بازار (و نه وجود بازار) در مرکز شهر تهران یا همان ناف تهرون است. از دویست سال پیش تا دهه‌های اخیر بازار تهران یک محله با دو بخش تجاری و مسکونی بود و در دورۀ قاجار به تناوب بین ۱۶ تا ۱۹ درصد کل جمعیت شهر در آن زندگی می‌کردند. ساکنانش اغلب از تجار و کسبۀ بازار بودند و از نظر اجتماعی محلۀ متوسط الحالی بود. گاه نیز برخی اعیان یا شاهزادگان قاجار در آن ساکن بودند.

از دورۀ پهلوی که شهر تهران به سرعت گسترش پیدا کرد، بازار تهران نیز چه برای رفع نیازهای شهر و چه به عنوان بزرگ‌ترین مرکز تجاری کشور گسترش یافت. در وضع جدید، بازاریان ابتدا سراغ تیمچه‌ها و سراهای بزرگ بازمانده از دورۀ قاجار رفتند، تا با قطعه قطعه کردن و افزایش تراکم آنها واحدهای کوچک‌تر اما فعال‌تری را ایجاد کنند. مثلأ در وسط حیاط کاروانسرای امیر که زیباترین و بزرگ‌ترین سرای بازار و ساختۀ میرزاتقی‌خان امیرکبیر بود، یک ساختمان تجاری دوطبقه ساختند.

آن گاه نوبت به راسته‌های بازار رسید. چون عرض راسته‌ها را نمی‌توانستند افزایش دهند، تاق‌های ضربی را که از مشخصات بازارهای ایرانی است، خراب کردند، تا با افزایش طبقات فضای تجاری را گسترش دهند. حتا جرزهای بدنۀ آثار تاریخی بازار را که ۲ یا ۳ متر قطر داشتند، تراشیدند و با کار گذاشتن تیرآهن، مغازه‌هایی به عمق یک و نیم تا دو متر درست کردند.

همۀ این کارها را که کردند، نوبت به بخش مسکونی محلۀ بازار رسید که خانه‌های قدیمی‌اش را بکوبند و پاساژ بسازند یا به همان شکل بارانداز کالا کنند. این کار هم معدۀ پراشتهای بازار را سیر نکرد و نوبت به محله‌های قاجاری همسایۀ محلۀ بازار، یعنی چهار محلۀ چالمیدان، عودلاجان، سنگلج و دولت رسید که شاهد نفوذ بخش تجاری در بافت تاریخی و مسکونی شهر باشند. بازاریانی که سابق بر این یا در محلۀ بازار یا در نزدیکی آن سکونت داشتند، به شمال شهر رفتند و ناف تهرون را گذاشتند برای پادوها و باربرها و شاگرد مغازه‌های بازار.

حالا در نظر آورید که بازار تهران یک بازار همچنان سنتی و دور از روش‌های مدرن بازرگانی است. یعنی بازاریان از حجره‌های خود به عنوان دفتر تجاری استفاده نمی‌کنند، بلکه می‌خواهند کالاهایشان را هم همان‌جا بفروشند. اگر این کالا لوازم التحریر یا چند توپ پارچه باشد، مشکلی نیست. اما وقتی نوبت به کابل و لاستیک و لوازم خانگی می‌رسد، پیاده‌روهای خیابان و معبر عمومی هم بخشی از دکان بازاریان می‌شود؛ آن هم بازاریانی که نه شهرداری، نه سازمان میراث فرهنگی، نه نیروی انتظامی، نه وزارت بازرگانی  و نه هیچ سازمان دیگری حریف‌شان نیست. آنها خود کانون قدرت اقتصادی و سیاسی هستند و چون پس از انقلاب به مناصب سیاسی حساس دست یافته‌اند، تقریبأ مانع و رادعی در کار خویش نمی‌بینند.

حکایت بازار تهران که خود ناف تهرون است و خود خویشتن را از درون می‌بلعد، حکایت مفصلی است. گزارش مصور این صفحه شما را به این محدوده می‌برد و معضلات آن را به تصویر می‌کشد؛

2 نوشته شده در  90/01/24ساعت 15:24     | 

دکتر محمد مصدق

دكتر محمد مصدق استاد دانشگاه، سياستمدار، دولتمرد و ايراندوست نامدار، دشمن سرسخت استعمار ملل و سلطه گران، رهبر جنبش ملي كردن صنعت نفت ايران و رئيس دولت در سالهاي 1330، 1331 و پنج ماه اول سال 1332 چهاردهم اسفند 1345 در بيمارستان نجميه تهران (خيابان حافظ ـ نه چندان دور از چهار راه جمهوری اسلامی) فوت شد. در سالهاي حكومت او، ايران كه پرچم مبارزه با استعمار و سلطه را به دوش گرفته بود تحت فشار و تحريم اقتصادي و تهديد نظامي انگلستان بود كه يكي از سه قدرت آن زمان بشمار مي رفت. دكتر مصدق در تمامي طول عمر سياسي خود به دمكراسي، حقوق بشر و آزاديهاي مرتبط با آن عميقا وفادار بود. وي هنگام فوت 87 ساله بود.
     دولت دكتر مصدق كه مورد حمايت قاطبه ملت بود در كودتاي 28 امرداد سال 1332 که نتیجه توطئه مشترک انگلستان و آمریکا بود برانداخته شد، به زندان افتاد و پس از تحمل دوران زندان تا پايان عمر در روستاي احمد آباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) به صورت غير قانوني تبعيد و در حصر قرار داشت.
     در روزهاي واپسين عمر كه شديدا بيمار بود اجازه داده شده بود به تهران و به بيمارستاني كه فرزندش در آن طبابت مي كرد منتقل شود. جز براي اعضاي فاميل، وي در اينجا هم ممنوع الملاقات بود و روزنامه نگاران حتي اجازه نزديك شدن به ساختمان بيمارستان را نداشتند و شبانه روز درخودروهاي خود مقابل ساختمان «پارك هتل» نشسته و گوش بزنگ خبر از داخل بيمارستان بودند. پس از فوت نيز دولت وقت، خود يك اطلاعيه چند سطري بسيار كوتاه دراين زمينه به روزنامه ها داد و از آنجا كه از مرده مصدق هم مي ترسيد اجازه برگزاري محلس ترحيم عمومي نداد. چون گروهي از مردم تهديد كرده بودند كه با پوشيدن لياس مشكي و يا گفتن تسليت به يكديگر با صداي نسبتا بلند ماتم خواهند گرفت؛ ساواك خبرچين هاي خود را مامور پرونده سازي، مخصوصا در مدارس و سازمانهاي دولتي كرده بود تا هركس از دكتر مصدق ياد كند و لباس مشكي پوشيده باشد نامش را گزارش كنند و بعدا دستگير شود.
     دكتر مصدق بر پايه عقيده خود كه شاه بايد سلطنت كند، نه حكومت در دوران زمامداري اش اختيارات حكومتي را از شاه گرفت. در زمان او انتشار نشريه، تشكيل حزب و برگزاري اجتماعات سياسي آزاد بود. وي تحرير و توزيع كتب درسي را از انحصار دولت خارج كرد تا كتابهاي تاريخ مدارس ديكته دولت و مبلّغ قدرتهاي خارجي مسلط بر ايران نباشند.


     مورخان معروف جهان دكتر مصدق را احياء گر ناسيوناليسم ايراني خوانده و نوشته اند كه به همين دليل، وي حاضر به سازش با بيگانگان بر سر منافع ايران نبود. به نوشته اين مورخان كه دكتر مصدق را از مردان بزرگ تاريخ ايران خوانده اند وي در جهان سوم چراغي را روشن كرد كه تا پايان «استعمار كهنه» روشن بود. وي به ملل تحت ستم هشدار داده بود كه پس از استعمار كهن (استعمار اروپايي كه از زمان يافتن راههاي دريايي ـ آغاز سده شانزدهم آغاز شده بود)، استثمار و سلطه با لباسی تازه برجاي آن خواهند نشست. به عبارت ديگر استعمارگران تنها لباس عوض مي كنند و .... پس از پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357، هرساله به مناسبت زادروز و وفات دكتر مصدق در آرامگاه او در احمدآباد كه از ابنيه ملي وطن بشمار آمده است مراسمي با حضور هزاران تن برگزار مي شود. در نخستين مراسم از اين دست كه در اسفندماه 1357 برگزارشد بيش از يكصد هزار تن از تهران و شهرهاي ديگر به احمدآباد رفته بودند. تا پايان سال 1356 بردن نام مصدق در رسانه هاي وطن، مدارس و سازمانهاي دولتي ممنوع بود.


    

2 نوشته شده در  89/12/14ساعت 18:37     | 

دمکراسی در ایران
 

به نوشته مورخان رومي ـ يوناني و ارمني و تطبيق تقويمها، مهرداد يکم ششمين شاه ايران از دودمان اشكاني (معروف به مهرداد بزرگ) يكم مارس سال 173 پيش از ميلاد دراجتماع بزرگان ايران اعلام كرد كه تصميم گرفته است كشور داراي يك قانون لاتغيير (اساسي) شود تا حقوق و تكاليف همه [دولت و ملت] در آن روشن باشد. اين تصميم مهرداد مورد تاييد حاضران در نشست قرار گرفت و ايران داراي دو مجلس شد كه مجموعه آن دو را «مهستان» مي گفتند (مه به كسر «ميم» به معناي بزرگ). انتخاب وليعهد از ميان شاهزادگان، اعلان جنگ و پيشنهاد صلح، بسيج نيرو، عزل شاه درصورت ديوانه شدن و بيماري ممتد و ...، تغيير اشل مالياتها و صدور دستور ضرب سكه با تصوير تازه، تعيين شاهان ارمنستان، تاييد تشريفاتي (ضمني) شاهان پارسي تبار سرزمين پنتوس (منطقه ساحلي جنوب و جنوب شرقی درياي سياه در آناتولي به پايتختي شهر سينوپ) و انتصاب فرمانده كل ارتش براي يك دوره معين و يا مديريت جنگ از جمله اختيارات مهستان بود. در موارد متعدد، مهستان كه مجلسي معادل سناي روم بود شخص شاه را به عنوان فرمانده ارتش، فرمانده جبهه و مسئول لشكركشي تعيين كرده بود.
     به نوشته مولفان تاريخ دمكراسي، دردوران اشكانيان (پارتيان ـ خراسانیان) كه علاقه مند به انديشه هاي فلاسفه يونان بودند، ايران از نوعي دمكراسي برخوردار بود. به علاوه، در اين دوره ايالات دوردست؛ ارمنستان و ... خودمختار بودند و لذا ايجاب مي كرد كه پارلمان وجود داشته باشد تا نظر همگان شنيده شود. مورخان رومي ايجاد مهستان را اقتباس ايرانيان از روميان دانسته اند كه باور كردن اين ادعا دشوار است زيرا كه هنگام ايجاد مهستان (173 سال پيش از ميلاد ـ دو هزار و 183 سال پيش) هنوز دولت روم با ايران همسايه نشده بود و برخورد نداشت، هنوز بقاياي اسكندريان برمناطق يوناني نشين و مصر حكومت مي راندند و ....

2 نوشته شده در  89/12/09ساعت 16:23     | 

روزي كه لوئي16 گردن زده شد

ساعت ده و سي دقيقه بامداد 21 ژانويه 1793 لويي شانزدهم پادشاه برکنارشده فرانسه كه سه روز پيش از آن در يك دادگاه انقلاب پاريس به جرم خيانت به وطن (دعوت محرمانه از دولت هاي خارجي براي حمله نظامي به فرانسه و بازگرداندن او به سلطنت)، ولخرجي بدون مجوز از خزانه کشور و دستور تيراندازي به مردم غير مسلّح که براي ابراز خواست خود اجتماع کرده بودند به اعدام محكوم شده بود در برابر چشمان هزاران پاريسي با گيوتين گردن زده شد و سر او را دقايقي چند در برابر جمعيت گرفتند و جمعيت فرياد زنده باد جمهوري برآورد. لويي 16 پيش از قراردادن گردنش در دستگاه گيوتين، چند جمله خطاب به حاضران (مردم) بيان داشته بود، ولي طبّالان صداي طبلها را آن چنان بلند كردند كه جز اطرافيان، كسي متوجه حرفهاي او نشد. باوجود مخالفت لويي 16، جّلاد دستهاي اورا از پشت بست و گردنش را زير گيوتين قرار داد.

مهمترین واقعه دوران او انقلاب کبیر فرانسه است که اندکی پس از این انقلاب ، نظام سلطنتی از فرانسه برچیده می‌شود . به گفته تاریخدانانی چون آلکسی دو توکویل ، از خصوصیات مثبت دوران این شاه ، پایان رکود اقتصادی حاکم بر فرانسه بود که از اواخر دوران لویی چهاردهم بر اوضاع کشور سایه افکنده بود . به طوری که حجم بازرگانی فرانسه ظرف مدت حکومت هجده ساله او دو برابر شد و نکر ، وزیر اقتصاد فرانسه در گزارش بودجه مینویسد که میزان مالیات بر درآمد ، بدون افزایش درصد مالیات ، سالانه دو میلیون لیور افزایش می یابد. و به گفته دو توکویل ، یک بررسی آماری تطبیقی نشان میدهد که پیشرفت فرانسه در هیچ دهه ای به اندازه دو دهه آخر رژیم بوربون‌ها که مصادف با حکومت لویی شانزدهم می‌شود نبود .[۱]

سلطنت وی ۱۸ سال از ۱۷۷۴ تا سال ۱۷۹۲ دوام یافت و در سال ۱۷۷۰ با شاهزاده‌ای اتریشی به نام ماری آنتوانت ازدواج نمود.

در دوران لویی شانزدهم اصلاحات اقتصادی ای برای نجات اقتصاد رو به زوال فرانسه آغاز شد و با وزارت افرادی چون نکر این برنامه رو به پیشرفت بود ؛ ولی دخالت اشراف و فساد و عقب ماندگی سیستم اداری فرانسه کم کم باعث اختلالاتی در برنامه‌ها شد . لویی برای ادامه اصلاحات , با اکراه ، مجلس عمومی طبقاتی که مجلسی دارای نمایندگانی از سه طبقه اشراف ، روحانیان و شهرنشینان بود را فراخواند ؛ اگرچه در این کار تاخیر داشت ، چراکه با این فراخوان ، لویی به کم شدن قدرتش اعتراف کرده بود . مدتی بعد نمایندگان طبقه شهرنشین خود را مجمع ملی خواندند و خواستار تغییر یکسری قوانین ، مانند معافیت مالیات اشراف و روحانیان شدند. لویی ابتدا قبول نمیکرد ولی پس از مدتی ، با نطقهای آتشین چپگراها و مدتی بعد با فتح باستیل ، موافقت خود را با انقلاب کبیر فرانسه اعلام کرد . گفته می‌شود روزی که شاه با انقلاب مردم موافقت کرد و پرچم سه رنگ انقلاب را - که امروزه این سه رنگ ، پرچم فرانسه را تشکیل میدهند - بر تاج گذاشت ؛ جمعیت مردم که شاهد این عمل بودند ، فریاد زدند : «شاه ما ، پدر ما!»[۲]

از اکتبر ۱۷۸۹ تا دو سال تمام شاه و ملکه در تویلری بسر بردن د. به خانواده سلطنتی در طی این دو سال کوچک‌ترین اذیتی نرسید و ملت هنوز به آنها امیدوار بود و احترامشان می گذاشت. ولی بی ثباتی سیاسی و قدرت گیری گروههای چپ به رهبری افرادی مانند دانتون ، مارا و روبسپیر دربار را به وحشت انداخت و باعث آغاز توطئه چینی دربار برای بازپس گیری قدرت مطلقه شد.[۳]

لوئی شانزدهم در سال ۱۷۷۰ م با شاهزاده خانم اتریشی به نام ماری آنتوانت ازدواج نمود. وی در سال ۱۷۷۴ پادشاه فرانسه گشت . پس از انقلاب ، لوئی به همراه خانواده اش سعی در فرار از فرانسه داشت. او به پاریس برگردانده شد و متهم به خیانت گشت.

2 نوشته شده در  89/10/28ساعت 13:35     | 

اشک هایی برای هیچ
 

پنج، شش نفری دور ضریح نشسته اند. صدای گریه دختری می آید و آقایی دعایش را بلندتر می خواند. خانمی چادری از کیفش تراول 50 هزار تومانی داخل ضریح می اندازد. فاطمه چادرش را بالای سر می کشد و با آن ابروهای دست نخورده کلفتش به قبری در گوشه سالن اشاره می کند که در میان اهالی به "بی بی..." شهرت دارد.

درگوشی می گوید: "تا چند سال پیش این قبر ضریح داشت، همه زوار فکر می کردند که امامزاده اصلی این است. در حالی که قبر آقا فقط یک حصار چوبی ساده داشت که خیلی توجهی به آن نمی شد."

دو قالی قرمز رنگ و رورفته، روی قبر را پوشانده اند و فقط گوشه ای از سنگ مرمر سفیدش پیداست. یک جلد قرآن و دعای توسل هم روی قبر گذاشته اند: "مرحومه سعیده بانو ..." فاطمه می گوید: "یک شب ساعت 2 نیمه شب ضریح این قبر را آوردند، چند سال بعدش هم بی سروصدا ضریح را کندند و بردند."

اینجا امامزاده ای در شمال ایران است که این روزها بارگاه و ضریح دارد اما تا چند سال پیش ضریح قبری در کنار آن بود که بیشتر زوار را با تصور اینکه امامزاده اصلی آن است به خود می کشاند. شش، هفت سال است که ضریح قبر "بی بی ..." برداشته شده و سنگ قبرش به زیر قالی رفته و به گفته فاطمه برای "قبر آقا" که امامزاده اصلی است ضریح گذاشته اند.

فاطمه که به گفته خودش جد در جد در همسایگی این امامزاده زندگی می کنند، از آن روزهایی می گوید که آن قبر، در کنار امامزاده اصلی، قبر بی بی شد و مردم از گوشه و کنار کشور به زیارتش می آمدند: "آن کسی که این امامزاده را بازسازی کرد و به شکل فعلی اش ساخت، با فوت یکی از اقوام نزدیکش با پول زیادی قبری در جوار آقا خرید. بعدها هم با نصب ضریح مثل یک زیارتگاه شد."

افزایش و ترویج خرافه گرایی و خرافه سازی در بین مردم باعث شده تا "آیت الله مکارم شیرازی" در این باره هشدار بدهد و بگوید: "اخیرا امامزاده سازی در بعضی جاها معمول شده است."

فاطمه 30 ساله است و به گفته خودش همسایگی او با قبر آقا باعث شد تا الهیات را به عنوان رشته دانشگاهی انتخاب کند تا در مورد دین و اعتقاداتش بیشتر بداند. او حالا درپیاده رو خانه شان بساط کوچکی از تسبیح، آجیل، شکلات و چند خرده ریز دیگر برای فروش به رهگذران دارد: "مردم که نمی دانستند چه خبر است، چه نذرهایی که برای قبر بی بی می دادند. من خودم اعتقادی نداشتم چون از خود امامزاده حاجتم را گرفته بودم."

وجود بقاع جعلی از جمله آثار خرافه پرستی هاست که برخورد با آن حتی از سوی سازمان اوقاف کشور هم انجام می گیرد. طی ماه های اخیر 10 مورد شناسایی و 6 مورد تخریب نتیجه این برخوردها بوده است.



شنیدنی های باور نکردنی

بقعه "آقا سید پنجعلی" یکی از این مکان های جعلی بود که چندی پیش از سوی اوقاف گیلان تخریب شد. آقا پنجعلی در روستای بارگاه در شهرستان رودسر قرار داشت و الان جز تلی از خاک از آن سنگ برای اهالی چیزی نمانده است. به گفته "حجت الاسلام اشکوری" رییس اوقاف گیلان که "آقا سید پنجعلی" با مجوز او تخریب شده است تنها امامزاده های نزدیک به ائمه با دو یا سه واسطه سندیت دارند و نمی شود به هر جایی که حتی سادات و یا شهید باشد امامزاده گفت.


در حال حاضر حدود 8 هزار و 51 بقعه متبرکه در کشور وجود دارد. از این تعداد 37 درصد روستایی، 23 درصد شهری، 8 درصد جاده ای، 18 درصد کوهستانی، 6 درصد جنگلی، 7 درصد بیابانی و یک درصد کویری است. حمید عسکری مدیرکل هیات امنا و بقاع متبرکه کشور در این باره می گوید: "شجره نامه های این بقاع همه در دست تهیه است." شجره نامه در واقع مستنداتی است که نسب شناسان با جمع آوری و خواندن کتاب های مربوطه برای امامزاده ها تهیه می کنند.

"آقا پنجعلی" یکی از بقعه هایی بوده که طی بررسی های سازمان اوقاف به جعلی بودنش می رسند. بیش از 50 سال است مردم روستای بارگاه با تصور اینکه آن سنگ متبرک به حضور یکی از افراد مقدس است، به زیارت و ادای نذر برای آن می رفتند.

از نظر تاریخی منشا ورود خرافه پرستی ها به اوایل اسلام بازمی گردد. آغازش از دوران بنی عباس است و در دوره صفویه به اوج خود می رسد. به گفته فاضل میبدی کارشناس دینی بسیاری از امامزاده ها تاریخ ثبت شده و مشخصی ندارند و این موضوع حتما باید آسیب شناسی شود.

آقای خشنودی 39 ساله از اهالی منطقه نزدیک به "آقاسید پنجعلی" می گوید: "من هیچ وقت سراغ این بقعه نرفتم. یک چیزایی می شنیدم که اصلا واقعیت نداشت. اما مردم خیلی به اش اعتقاد داشتند."

تخریب بقاع جعلی با هدف از بین بردن خرافه پرستی انجام می گیرد اما گاهی مقدس شمردن همین جعلی ها آن قدر در باورهای مردم تبدیل به اعتقاد می شود که از تخریب اینگونه مکان ها ناراضی می شوند.

شعبان 75 ساله هنوز هم وقتی با دیگر مردان روستا دور هم جمع می شوند از ناراحتی هایشان از تخریب آقا پنجعلی برای هم می گویند: "چند ماه پیش در مسجد بودم که چند نفری از اهالی من را کشیدند کنار و گریه کردند. گفتند زیارتگاه پنجعلی را چند نفر با یک روحانی آمدند وخراب کردند."

اما مدیرکل اوقاف گیلان در واکنش به این اعتراض ها درباره مخالفت های ناشی از تخریب بقاع جعلی می گوید: "کسی قدرت مقابله ندارد. قاطعانه برخورد و حتی اگر لازم باشد دستگیر هم می کنیم."

"شفا بخش است"، "حاجت می دهد"، "گره گشا است" و نظرهایی از این دست باعث شده تا با گذشت چند ماهی از تخریب این مکان همچنان بعضی از مردم ناراحت از تخریب "آقا پنجعلی" باشند. "از بچگی برای زیارت می رفتم. تو رو به خدا درستش کنید. اهالی هم کمک می کنند." این نظری است که راحله 60 ساله یکی از اهالی درباره این مکان دارد.

گیلان از جمله استان هایی است که تعداد زیادی امامزاده را در خود جای داده و به گفته مدیر اوقافش 10 مورد جعلی دیگر هم شناسایی شده که باید بررسی این مکان پیگیری شود.

خواب نما شدن

از دید کارشناسان اجتماعی زمینه برای خرافه گرایی زمانی به وجود می آید که عقل گرایی کافی وجود ندارد و افراد بر اساس ذهنیت و احساس هایشان خرافات را باور می کنند. دکتر غلامعباس توسلی جامعه شناس در این باره می گوید: "گرایش به امامزاده سازی غیر از حوادث و رویدادهای تاریخی ممکن است به مسایل اعتقادی هم برگردد."

"خواب نما شدن" از مهم ترین این مسایل اعتقادی است که حتی کارشناسان دینی هم نظرات متفاوتی درباره آن دارند البته با وجود این از دید مردم مکان های مقدسی وجود دارند که تنها برمبنای یک خواب پا گرفته اند.

"خواب یک آدم عمامه سبزی را دیدم. گفت که در خانه ات مسجد بساز و نگران پول و هیچ چیز دیگر نباش." این را یحیی 60 ساله می گوید که در یکی از روستاهای شمال ایران غیر از اینکه دامداری و باغبانی می کند، متولی مسجدی است که در خانه اش ساخته. یحیی و همسرش با اینکه سالها از ازدواجشان می گذرد اما بچه ای ندارند. او شش، هفت سال پیش یک شب خوابی می بیند که فردایش برای بیشتر اهالی روستا تعریف می کند. او با فروش تعدادی از گاوهایش ساخت مسجد را شروع می کند و بعدها با کمک مردم گسترش اش می دهد.

حسن آقا یکی از همسایگان این مسجد، که خواب آقا یحیی جور دیگری به گوشش رسیده، می گوید: "من شنیده ام که پرنده ای نورانی در خواب دیده. این مسجد اول جای کوچکی بود، اما حالا بزرگ تر شده و چراغانی اش کرده اند و اوقاف هم حمایتش می کند." از طرفی پخش دهان به دهان خواب آقا یحیی بین مردم و حتی انتشارش در بعضی سایت های اینترنتی باعث شده که مسجد نقلی اش پا را از یک جای معمولی فراتر بگذارد و به مکان مقدسی تبدیل بشود که مسافرانی از بندرعباس، تهران و شهرهای دیگر به خود ببنید.

با وجود نقطه نظرات متفاوتی که در مورد خواب نما شدن از سوی هر کدام از کارشناسان دینی عنوان می شود، یکی از روحانیون حرم امام رضا (ع) در پاسخ تلفنی در مورد "خواب نما شدن" می گوید: "اگر آن مکان مشهور شده باشد و مردم طی سالهای طولانی اعتقاد به آن داشته باشند حتما درست است. باید ببینیم که چه حاجت هایی گرفته اند."

رفعت خانم 43 ساله یکی از اقوام درجه یک آقا یحیی، هر باری که از روستایش به مسجد می آید، 2 ، 3 هزار تومانی نذر مسجد می کند. او می گوید: "این جا سرطان خوب کرده."

گاهی همین شهرت و سابقه طولانی و تاریخی مکان های جعلی که از دید مردم مقدس است از موانعی است که سازمان اوقاف را در برخورد با خرافه دچار مشکل می کند. رییس اوقاف گیلان می گوید: "در این شرایط ما آرام باید مشکل را حل کنیم چون بعدها تبدیل به مساله می شود."

البته کارشناسان مذهبی بسیاری هم هستند که برای این گونه خواب ها ارزشی قائل نیستند و آن را جزو عواملی می دانند که خرافه را وارد دین و مذهب می کند. حجت الاسلام فاضل میبدی در این باره می گوید: "خواب در شرع و دین حجت نیست و سندیت ندارد، نباید اجازه داد که برخی با سرنوشت اجتماعی، شرعی، سیاسی و اعتقادی مردم بازی کنند."

گرایش مردم و رواج به مقدس شمردن مصداق های خرافه پرستی چیزی است که به نظر دکتر توسلی، جامعه شناس در جامعه مذهبی بیشتر دیده می شود و از نشانه های آن است. به همین علت تخریب مکان هایی هر چند جعلی که در نظر مردم مقدس است عکس العمل های متفاوتی از سوی آنها به دنبال دارد. مثلا رضا 53 ساله یکی از کشاورزان منطقه رحیم آباد می گوید: "به هر حال ما هم با اهالی جمع می شویم و برای محافظت از امامزاده با هر چیزی دست و پنجه نرم می کنیم" و یا "زهرا" خادم یکی از امامزاده های تهران در حالی که شیشه گلاب را روی پله های ورودی ضریح می پاشد، با بغض می گوید: "اگر این چیزها دروغ است، ما که شیعه هستیم نباید باور کنیم. این حرف ها همه از روی دشمنی است."

البته در مقابل کسانی مثل سولماز 26 ساله هم وجود دارند. او می گوید: "من دیده ام به بهانه همین اعتقادها چه کلاه هایی روی سرها رفته، برای همین فقط خدا را به یگانگی قبول دارم."

پول و کمک هایی که مردم به واسطه ادای نذرهایشان پرداخت می کنند، می تواند بهانه خوبی برای سوءاستفاده بعضی ها باشد که دست به کارهای عجیب و غریبی چون برپا کردن مکان های جعلی مقدس و امامزاده های ساختگی بزنند. حمید عسکری مدیرکل هیات امنا و بقاع متبرکه کشور با اشاره به اینکه افرادی سودجو با گذاشتن چوب و پارچه حالت قداست به جایی می دهند، می گوید: "در واقع بعضی افراد شیاد تلاش می کنند تا یک مکان مقدس بدون هیچ سندیتی ایجاد کنند."

یکی از مهم ترین اقداماتی که سازمان اوقاف در جهت برخورد با این گونه خرافه پرستی ها انجام می دهد، توسعه امامزاده های واقعی از محل درآمد این مکان های مقدس است. اما تغییر باورهای مردم در برخورد با خرافه پرستی و خرافه سازی موضوعی است که به اعتقاد کارشناسان سخت انجام می شود. دکتر توسلی جامعه شناس با اشاره به اینکه برای این تغییر باید دوره های تاریخی پشت سر گذاشته شود، می گوید: "باید درک جامعه از این اتفاق تغییر کند و گرایش های عقلی بیشتر شود. خیلی وقت ها می بینیم که مردم به اشتباه برای حفظ یک خرافه و یک اندیشه اشتباه اصرار می کنند."

"زینت" که مادرش هر هفته در مسجدی که آقا یحیی خوابش را دیده و ساخته، آش نذری می دهد، این روزها می خواهد سفره ای بیندازد. پدر این دختر که مسوول شورای روستایشان است، می گوید: "خواب نما شده."

تلخیص از سایت عصر ایران

2 نوشته شده در  89/10/20ساعت 10:37     | 

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">